« آقاجان تصادف کرد | صفحه‌ی اصلی | وقتی حداد عادل کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود! »

اسامی برندگان مسابقه یاد قلم

مسابقه یاد قلم که برای گرامیداشت یاد مهران قاسمی روزنامه نگار سفرکرده برگزار شده بود با اعلام نظر نهایی مسعود بهنود، عطالله مهاجرانی، اسدامرایی، کسری نوری و ژیلا بنی یعقوب به عنوان هیات داوران این مسابقه به پایان رسید.

با نظر هیات داوران در این مسابقه به «محبوبه آب برین»، «محرم براتی»، «فرزاد صدری»، «مزدک علی نظری» و «حمید موذنی» به عنوان برندگان، جوایزی اهدا می‌شود و از سرکار خانم نوشابه امیری به عنوان شرکت کننده ویژه این مسابقه تقدیر به عمل می‌آید.

سهم من از این مسابقه تنها طرح اولیه آن بود تا قلم مهران قاسمی که با عمر کوتاهش بر زمین ماند برای همیشه از حرکت باز نماند اما سهم روزنامه نگاران برجسته نشریات محلی و روزنامه‌های سراسری بیش از اینها بود و با تلاش آنان مقالات، گزارش و مصاحبه‌های نویسندگان و علاقه‌مندان روزنامه نگاری به هیات پنج نفره داوران معرفی شد.

جایزه برندگان.....

همچنين آقاي بهنود به عنوان يكي از داوران يك دوره آثارش را به برندگان اهداء مي كند.

سارا معصومی همسر مهربان مهران قاسمی نیز پیشنهاد داد که در تامین اعتبار جایزه نقدی شریک شود اما پاسخ منفی‌ام به این درخواست دوستانه از این رو بود که امشب سالگرد تولد او و یار سفرکرده‌اش مهران است و امیدوارم این گام کوچک هدیه مناسبی باشد برای اولین سالگرد تولد دونفره شان که به تنهایی در تحریریه اعتماد ملی برگزار شده است و البته مجموعه کتاب‌های منتشر شده مهران قاسمی جایزه ویژه این مسابقه است.

با این امید که این مسابقه در سالهای آینده با همت دوستان روزنامه نگارم تداوم یابد، از همه استادان و روزنامه نگارانی که منت گذارده و در سال نخست درخواستم برای داوری و همکاری در هیات تحریره این مسابقه را پذیرفته‌اند سپاسگذارم و تا همیشه قدردان بزرگی‌شان هستم که این خانه کوچک را در روشن ساختن چراغی کوچک یاری رسانده‌اند.


همچنین از تمامی کسانی که مقالات خود را برای شرکت در مسابقه یاد قلم نامزد کرده‌اند نیز قدر دانی می‌کنم و خوب می‌دانم که شوق حضورشان تا همیشه در یاد می‌ماند و روزنه امیدیست تا بدانیم که عمر کوتاه روزنامه نگاران با عمر بلند قلم مفهومی دگرگونه می‌یابد.


می‌دانم که این مشق نیز بی غلط نبوده و می‌دانم نقدتان یاریگر است و تشویق‌هایتان امیدبخش.


پی‌نوشت:

آنگاه که منبع تامین اعتبار این جایزه مشخص نبود به کامنت‌هایی باید پاسخ می‌دادم که وصل به دلارهای آمریکایی و پوندهای انگلیسی می‌کردند ما را حالا که محل تامین اعتبار جایزه نقدی مشخص شد بازهم حکایت دیگری شد و از به دل گرفتن‌های دوستان دلم گرفت اما چه خوب که باز اینجا را خانه خود دانستید و نقد رودر رو گفتید. باشد می‌پذیرم این نازیبایی در کار را اما شما نیز بپذیرید که می‌خواستم هم شوقی ایجاد شود و هم صادق و شفاف بگویم که دستمزدم از نوشتن هم می‌تواند هدیه بدی نباشد.. همین همه واقعیت بود. رخصت تا برای این نازیبایی تدبیری کنم و بیش از این توی ذوق مان نخورد. در ضمن فعلا آن سه نقطه‌های بالا هم به احترام همه آنان که نقد کردند جانشین شد تا بعد برایش تصمیمی بگیرم.


پی‌نوشت ۲

 آقای مهاجرانی (داورمسابقه)  نیز یک نسخه از  کتاب هاي خود را به برندگان مسابقه یاد قلم اهدا می‌کند.
پي نوشت3
نقطه نظرات برندگان مسابقه هم خواندنيست:
  مزدك علي نظري : ديگر چشمان مان را نمي بنديم
محبوبه آب برين:
یادش به خیر خبرنگاری
محرم براتي: کاش من هم بتوانم
دوستان ديگر هم اگر در  زمينه مسابقه ياد قلم مطلبي نوشته اند  مي توانيم در خدمت شان باشيم در همين خانه كوچك مان.

نظرها

khaste nabaashid...

سلام و خسته نباشید.

سلام بر روزنامه نگار دردمند و آزاده ... احساس می کنم من و شما به دغدغه های مشترکی می اندیشیم ...
با تبادل لینک موافقید ؟
شما رو به دیدن وبلاگم دعوت می کنم .
خواهشمنداست با درج نظرات خود حقیر را بهره مند کنید
یاحق

هرروزتان نوروز و نوروزتان پیروز
غروب سالی که گذشت طلوع شادی های شما دوستان باد.نوروز را بهانه کنیم تا برای همه کسانی که دوستشان داریم کلاه از سر برداریم وسلامی بکنیم(هرچندکه برای کسانی که دوست شان داریم بهانه لازم نیست).سلام و ارادت من را صمیمانه و کمی دورتر از وطن باور کنید.نام شما در اندیشه من وتصویر شما در ذهن من و مهر شما در قلب من برای همیشه به یادگار ثبت شده است.از این که نمی توانیم همانی باشیم که باید باشیم روزگار را بهانه کنیم. روزگار (روزگار وصل )نیست اما می توان بهتر بود.از این که نتوانستم در سالی که گذشت پاسخگوی مهربانی شما باشم ونتوانستم پابه پای شما در این وبلاگ حرکت کنم وپاسخ به موقع بگذارم وبرای بسیاری کاستی هایی که در آینده خواهم داشت پیشاپیش عذرخواهی می کنم.عذر من را در این (روزگار فصل ) بپذیرید.برای همه دوستانی که تاکنون دوره جلد شده روزگار وصل تقدیم نکرده ام دوره جلد شده آن را کنار گذاشته ام وکافیست که آذرس پستی رادر بخش خصرصی برایم بگذاریدتا با عشق تقدیم کنم.نوروز بر شما و خانواده محترم شما و همه کسانی که شما دوستشان دارید مبارک و فرخنده باد.ناصربزرگمهر /پاریس / چند ساعت بعد از سال تحویل۱۳۷۸/باعشق و دوستی.

خسته نباشی.حال آقا جان بهتر شد؟

پاسخ:
ممنونم عزيز بهتراند

باسلام
امروز اولین باری است که به وبلاگ شما سر زده ام آن هم به جهت ادا سپاس خود به خاطر حضور ارزشمند شما در شهرم(بندردیر)به واسطه سفری که داشتم نتوانستم ازحضور ارزشمندتان استفاده نماییم.مطالبتان بسیار عالی است.موفق باشید.

پاسخ:

ممنونم از حظورت در اين خانه.

"جايزه برندگان، مبلغ يك ماه حقوقم از روزنامه به اضافه ...."
يعني چه !؟يك ماه حقوق را مي خواهيد بين تمامشان تقسيم كنيد يابه هر يك معادل يك ماه حقوقتان مي خواهيد بدهيد كه در اين صورت نفر آخر بايد ماهها صبر كند ..يا حقوقتان آنقدر زياد است كه....بگذاريد اين را ادامه ندهم ..
آيا برندگان انتظارچنين جايزه اي را دارند مطمئن هستم اينطور نيست و بزرگترين جايزه آنها همين نام بردن از آنها مي باشد ..به تك تك آنها تبريك مي گويم..
كاش پستي را براي معرفي مطالب برتر و برگزيدگان به جاي جايزه نقدي اختصاص مي داديد
پ ن اميدوارم وضعيت جسماني ي پدر بهتر شده باشد
...
خسته ام
خسته از حمل وزن
خسته از جستجوي قافيه
خسته از تكرار كلمات هم شكل آخر هر خط
خسته از رسم و رسومات منحط
....

باقدرداني ازكوشش شما درتشويق نويسندگان جوان(يا ناشناخته) بجاست تا مقاله هاي برنده رادراين وبلاگ منتشركنيد تاسايرين هم نظرخودشان رادرمورد اين انتخاب ابرازدارند.

پاسخ:
چنين خواهد شد.

سلام مسیح
برای همه چیز و مخصوصاً برای یاد قلم خسته نباشی. از اینکه نام هایی ناآشنا -لااقل برای من- را به عنوان برندگان مسابقه می بینم خوشحالم، چه آنکه این نام های ناآشنا نشان از حضور صاحبان قلم در گوشه گوشه های این دیار دارد. بی شک اینان حرف های ناگفته دیگری هم دارند که امیدوارم مسیح و مسیح ها با یاد قلم ها زمینه را برای بروزشان مهیا کنند.
***
کاش جایزه نقدی را از لیست ره آوردهای این مسابقه حذف می کردی...

پاسخ:
يعني حقوق روزنامه نگار انقدر بده كه دست رد زدين؟ به هديه نه گفتن بدتر است برادرجان.

تسلیم شدنت مرادم نبود که از شدنت خرسند شوم، من نیز با مشاجره و اختلاف - هر چند در ابهام- با تو و دیگران به مقصودی نمی رسم که مقصودمان در همراهی است، شهری هم که من در آن زاده شدم از روستای تو و مسیح چیزی کم ندارد بلکه زیاد هم دارد. چند سالی است بزرگترین خبرهای حادثه زاده این شهر هرجایی می شود و هیچ کس هم نمی داند این همه درد زاده کدامین پیوند وقیحانه است و چه دردی از این بزرگ تر که این تولدهای نامیمون شاهدی به نام تخت جمشید دارد. آری، اینان پیش چشم های تاریخی پرافتخار جنایت می کنند...
برادرم، من هم با همه این دردها تسلیم از جنس تسلیم خودت را می پذیرم تا از من نرنجیده باشی...

1- می دانی که اگر حقوق روزنامه نگار بد باشه خودم هر ماه یکی از همین بدها رو می گیرم و احتمالا باهاش امرار معاش - این معاش من رو کشته- می کنم....
2- باز هم می دانی که آن هدیه برای من نیست که بخواهم به آن نه بگویم، این فقط یک پیشنهاد بود. عقیده دارم و ایمان، که هیچ یک از شرکت کنندگان به امید جایزه مخصوصا از نوع مالی در این مسابقه شرکت نکردند...
3- نمی دونم هنوز هم زیر تابلوی توقف ممنوع با ماشین روشن و سوئیچ جا گذاشته شده، پارک می کنی یا نه؟ نخمی دونم واسه ورد شدن به محیط های جدید مانتو های مشکی و دراز و دست و پا گیر لازم داری یا نه؟ اما می دونم که زندگی خرج داره. چرا به دل گرفتی خواهرجان؟ شرط صبوری این نیست عزیزجان...

Khaste nabashid az in hame talash baraie pasdasht magham ghalam va neveshtan.Pishnahad mikonam ke maghalehaie in azizan ke barande shodeand be hamrahe asar jamai digar az kasani ke dar mosabeghe sherkat kardeand va be nazar khodetan matalabe khobi bode ra dar iek ketab jamaa va jor konid va montasher konid.Nazaretan chist ?

اگر امکانش هست مقاله های برندگان مسابقه رو اینجا یا جای دیگری بذارید که بتونیم بخونیم

ممنون خانم علی نژاد؛ هم به خاطر زحمت زیادی که برای برگزاری جایزه کشیدید، و هم خب به دلیل اینکه برنده شدم! البته می دانم خیلی ها به دلایل مختلف نتوانستند شرکت کنند، که امیدوارم در سال دوم حاضر باشند و مسابقه رونق بیشتری بگیرد. درباره جایزه هم لطفاً صح%D

پاسخ:

ممنونم از بودن و ماندن ات..

سلام و خدا قوت......
نوشته تون در مورد سرباز معلم جنوبي و روستاي كالو و حضورتون در اين موقع از سال كه گرما در اون منطقه شروع شده رو تحسين مي كنم ......كارتون عالي بود و البته ماندگار و اميدوارم هم در برگزاري مسابقاتي اينچنيني همانند ياد قلم و هم مسافرت به ناشناخته هاي دور همانند كالو سرمشق باشيد كه خود مي دانم هستيد....

پاسخ:

ما رفتيم كه سرمشق بگيريم عزيز. اشتباه نكن و به حساب تواضع و اين حرف ها هم نگذار..

سلام
قطعاً تا مدتها به خود می بالیم که در دیارمان میزبان شما بوده ایم... تاج خار را با هزاران زحمت از کاکای معلم سربازمون که به علت بخیل بودن حق دخالت و هر گونه بهره برداری در اموال منقول و غیرمنقول خودش را از دیگران سلب کرده است کش رفتم و خواندم و اتفاقاً مستفیض شدم.... زیبا بود و روان...
ایام همیشه به کام

پدر بهتر است؟
پاسخ...
كمي بهتراست. ممنونم از يادت.

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها.....

...سلام مسیح عزیز ...بهات پرشکوفه و رسیدنت به خیر...مهم نیست که از هر دو زمانی گذشته مهم این است که اولین کامنتم بعد از این هر دو هست...از تلاشت و همتت و شهامتت برای این مسابقه قدر دانم ...هر چند بحث هایی هم هست که شاید یکی از بارهایی که روزنامه آمدم اگر موفق به دیدنت شدم خواهم گفت...اما به نظرت بهتر نبود این ماجرای یک ماه از حقوق خودت را اینطور مطرح نمی کردی ...مثلا " دو عزیز لطف کرده اند و جوایز نقدی را از درآمد شخصی شان تقبل کرده اند"...هر چند پاسخ به کامنت کبیری عزیز هم ضروری به نظر می رسد....مهم این نیست که نباید هدیه را رد کرد مهم این است که هیچکس حاضر نیست تنها درآمد عزیزی که بسیار دوستش می دارد خرج هدیه اش شود...پس اعلام نکردن اینکه از فلان محل این بودجه تامین میشود کافی است تا هر هدیه ای پذیرفته شود....حتما این نگاه دوستانه را خواهی بخشید

پاسخ:
ممنونم از نقد به جاي تو و ديگران. اما آن روز كه محل تامين هديه را نگفتم به هزار منبع نا معلوم وصل شديم ...خواستم با همه صادق و شفاف باشم....ظاهرا نشد...و ناراحت شدند دوستان....فرصت بدهيد براي اين مسله فكري بكنم....

دستت درد نکنه و ممنون به خاطر تلاشت ..به اونایی هم که برنده شدند هم تبریک می گم.
در مورد حقوق یک ماه هم بچه ها به اندازه کافی زدند تو ذوقت پس من خاکریز رو گود تر از این نمی کنم، می دونم که حال و حوصله هیچی رو نداری و دلت واسه بیگ بن تنگ شده... وگرنه منم به نوبه خودم از شرمندگیت درمی اومدم.
باز هم ممنون.

سلام خانم
امیذوار حال پدرتان خوب و سال ها برقرار باشد
خانم جان مرسی از همه زخماتی که بابت برگزاری مسابقه کشیدی واسه من مهمترین ره آورد این مسابقه زنذه نگه داشتن یاد مهران بود و هست که البته نامش در تاریخ روزنامه نگاری ایران خوش خواهد ماند.
خانم جان من ته آقا رضا یه پیسنهاد دادم که امیدوارم قبول کنی.
در ضمن برنده اصلی این یادواره شمایید

پاسخ:

پيشنهاد به گوشم رسيد . رخصت تا كاري بكنم.

باز هم كه رجا نيوز براي مسيح علي نژاد نوشت.

ازت ممنونم مسیح به همین سادگی...

با سلام

خواستم تشکر ویژه ای کنم از شما که افتخار حضور در استان ما را دادید. برای بیان درد و داد ما هم قدم زدید و هم قلم. هر دو را می ستایم. باشد که با نگاه شما به ما مرکزنشینان هم به ما نظری کنند.

بدرود

نوشته هاي سرباز معلم جنوبي از سفرت به روستاي كالو دلنشين بود مسيح ديدي؟.

http://dayyertashbad.blogfa.com/post-94.aspx

به لطف، راهنمايي و درخواست دوستي عزيز، امروز به مدرسه چهارنفره كالو رفتم http://dayyertashbad.blogfa.com/ و خبر ديدار شما راخواندم . از آنجا به http://sherani.wordpress.com/ و http://www.jadidonline.com/story/03042008/kaloo و.....در نهايت گزارش شما را در روزنامه اعتماد ملي در سايت roozna ديدم و خواندم خلاصه امروز كاري را انجام دادم كه نه در حوصله ام بود و نه در توان و تخصصم ..و اكنون اينجا هستم با ذهني مشغول با سوالهايي كه مي آيند و مي روند
اين مدرسه را اولين بار كه تاسيس كرد ..بچه ها قبل از اين درسشان را كجا مي خواندند ..آيا روزي بود كه تعداد دانش آموزان كمتر از 4 بوده باشد ..آيا تعداد نيازمندان به خواندن و نوشتن در كالو فقط همين تعداد است ..بعد از رفتن و ترخيص معلم آيا مدرسه تعطيل مي شود ..آيا اين نشان از توان و گسترش آموزش و پرورش را در بر دارد...آيا محبوبيت كار مربوط به تعداد و كوچكي كلاس دارد يا عدم امكانات و مشكلات كار (كه ظاهرا مورد دوم نمي تواند باشد در مقايسه با كلاس هايي كه بر پا مي شود در زير سياه چادر و....)آيا سرباز معلم عزيز به ميل خود آنجا را انتخاب كرده است و يا بر حسب وظيفه و يكي از بهترين فرصتهايي است كه نصيب يك سرباز ميشود (در 30 كيتو متري محل زندگي..آسوده از پاس دادن در شبهاي سرد يا خيس از شرجي هوا)....ببخشيد هر چه قدر سعي مي كنم تلخ ننويسم ..انگار نمي شود و هي اعتراض جاي احتراز مي نشيند ..
در همين جا بگويم اصلا قصدم كوچك كردن و كم بها نمودن كار و تلاش اين سرباز معلم عزيز (كه تاكنون هيچ نمي شناختمش)نيست و شايد فكر كرده ام چون نقش تبليغات در اين بين بنظرم باز هم خودش را نشان مي دهد و تحميل مي كند چيزهايي را كه ناخواسته ما مي گيريم و ميگوييم و گاهي هم ميدهيم (راي) ..وادارم كرد به نوشتن اين سطور ..از شما مي خواهم يكبار ديگر به اين قضيه نگاه كنيد ..منهاي كمبود ها و ايرادات اجتماعي و ويراني و خالي شدن روستاها ...چه نكته مثبتي مي بينيد جز تلاش و توان سرباز معلمي در استفاده از امكانات ارتباطي و بخصوص (شايد هم با يك لب تاپ) استفاده از اينترنت ..همه اش فكر مي كنم دانش آموزان روستاها هاي كردستان ..چهار محال بختياري .و...آيا چنين دوستاني دارند و آيا آنها هم شوكلات از خارج هديه مي گيرند
ديشب خواب مي ديدم
يكي فرياد مي زند
Stop it is not true
انگار خورشيد را به اشتباه ايستاده ايم
ما
پ ن :اميدوارم حال جسماني پدر بهتر از ديروز باشد

خسته نباشی مسیح جانم.
مرسی به خاطر یادبود مهران قاسمی .
باز هم ممنون/
به حرف های الکی بعضی ها هم توجه نکن.هنوز عادت نکردی ؟!
بیا مطلب من را بخوان و بخند .برای همان دوستانی نوشتم که نگران دلار های امریکایی هستند!

خانم علی نژاد! سال نو را با تاخیر تبریک فراوان می گویم و آرزوی سالی سرشار از موفقیت و بهروزی برای شما و خانواده محترمتان و همه ایرانیان دارم .هرچند من بطور تصادفی و دیرهنگام از این اقدام شما برای یادقلم در پاسداشت و گرامی داشت مرحوم مهران قاسمی مطلع شدم اما کار شما بسیار زیبا و ارزنده بود و ای کاش انجمن صنفی روزنامه نگاران را هم در جریان می گذاشتید تا در اینکار مشارکت و مشکل جایزه را که اینهمه برای شما دردسر ساز شده است حل کند حالا هم پیشنهاد دارم مراسم اهداء جوائز به برندگان را با انجمن برای روز جهانی آزادی مطبوعات در 13 اردیبهشت ، که انجمن در آنروز به معرفی و تقدیر از روزنامه نگاران برجسته و مرحوم بورقانی می پردازد، هماهنگ کنید تا انجمن نیز در اینکار نیک و گرامیداشت یاد و نام مرحوم قاسمی سهمی کوچک داشته باشد. امید وارم در همه حال شاد و سرزنده باشید.

÷اسخ:
ممنونم از بزرگواریتان و خرسند که در این کار کوچک تنهام نگذاشتید ...برای اجرایی شدن این ÷یشنهاد با شما تماس می گیرم و هرگز فراموش نمی کنم که بد اخلاق ترین مرد انجمن صنفی چنین مهربانی در حق ما کردند.

جالب است شما هم اشتباه مي زنيد گاهي ...حرف "پ"را مي گويم ...
خواهش مي كنم اين كار زيبايتان را صنفي منفي نكنيد و بگذاريد همين طور مس بماند مطمئن باشيد كم كم زر ميشود خودش

جالب است شما هم اشتباه مي زنيد گاهي ...حرف "پ"را مي گويم ...
خواهش مي كنم اين كار زيبايتان را صنفي منفي نكنيد و بگذاريد همين طور مس بماند مطمئن باشيد كم كم زر ميشود خودش

پایگاه اینترنتی جام نیوز به روز شد.
نظر سنجی : به نظر شما آياد دولت به تنهايي مي تواند در امر مبارزه با گراني موفق باشد؟
- سید مرتضی از زبان نزدیک ترین همراهان:شعارشان خانه نشین کردن آوینی بود!
- مدرسه “مركاز هراب” كانون تروريسم و پروش رهبران افراطي رژيم صهيونيستي
- پیشنهادی به رجوی !

حالا كه پيشنهاد دادن توي بورس است من هم پيشنهاد مي كنم آقاي مهاجراني كتاب نقدي بر آيات شيطاني را جايزه بدهند

سلام و شما هم خسته نباشيد خواهرم. مسيح عزيز!.....
پاسخ:

همه گاهي اشتباه مي كنند اما اشتباه بزرگتر آن است كه فكر كني اين اشتباهات هرگز بخشودني نيست و بايد درها را بست ...تك بعدي نگاه نكن ...شايد بايد دقت بيشتري مي كردم ورنه لازم به توضيح ندانستم كه بداني آن نوع ديدگاه سخيف در مورد قوميت ها را با انزجار مي نگرم و اين همه سوء تفاهمي بيش نبود....در اين خانه به روي خود بستي اما همين كه كوتاه هم مي ايي جاي خرسندي است برادر..

با درود
و شاد باش به برندگان
و خسته نباشید به فکر بالنده شما
و ارزو دایمه اقا جان زودتر خار بوه و ته غنیمت دونی درسی هسه امسه
به اقاجان بو مه تبریک از داشتنه کیجائی مثله شما قبول هاکنه
یا حق

سلام. قبلاً مفصل نوشته بودم که گویا مشکلی پیش آمده و نتوانستید همه اش را بخوانید. به هرحال، این نظر و همینطور تشکر من از شما است:
http://www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=609

كوچكتر كه بودم در يك رابطه دوستانه عزيزي گفت اگر خواستي برايم نامه بنويس ..به او گفتم اگر كاري داشتم پيشت مي آيم و مي گويم حضوري ..انگار از همان موقع به امانتداري كلمات بر روي صفحه كاغذ شك داشتم چرا كه هيچكدامشان نمي توانست كج و كوله شدن ابرو ..نازك شدن چشم ..رنگ رخسار ..و..و را حمل و بازگو كند و اكنون در اين دنياي مجازي هرچند شكلك ها گاهي كمك مي كنند(كه اينجا هم ندارد) ولي باز هم كم و كاستي هايي پيش مي آيد مخصوصا اينكه با عجله بخواهي بنويسي و شانس بياوري وقت ..و ارتباطت بي وفايي نكند
كاري بزرگ انجام گرفته است ودر نتيجه پيامدهايش و نتايجش بحث مي طلبد تا به خوبي جا بيفتد و جايگاه شايسته اش را پيدا كند ..
يكي از نتايجش بحث بر روي جوايز و شكل آنها ست كه مجبورم كرد باز هم مزاحم اوقات شما شوم
رفتم و نظر يكي از برندگان را هم خواندم بخصوص نظر ايشان را در مورد اعلام نتايج و مي خواهم با اجازه شما باز هم در اين مورد بگويم چون فكر مي كنم (اگر حمل بر خود ستايي نشود )من هم جز يكي از كساني كه " بعضی ها به خانم علی نژاد خرده گرفتند که: چرا اعلام کردی جایزه مسابقه، یک ماه حقوق خودت باشد؟ مگر حقوق یک ماه تو چقدر می شود؟ و..."قرار مي گيرم
همانطور كه برنده خوشبخت اين مسابقه خودشان مرقوم فرمودند "....زمانی که بحث جایزه یاد قلم مطرح شد - به دلیل ماهیت مستقل و غیرفرمایشی، شفاف و معنوی اش-..."در اين مسابقه شركت كردند و ديگران هم كم و بيش به همين نيت( وگرنه همه ميدانيم در جايي كه يك معامله در بازار سودش يك مجتمع آپارتماني ميشود اين جوايز و درآمدها ي از را
ه نوشتن هيچ است)و از همين بابت است
ايشان نوشته اند "...اما اعلام نتایج جایزه، با یک نکته کوچک همراه بود. نمی نویسم «نکته منفی»،..."كه بايد بگويم نه تنهاايشان نوشتند ......بلكه به شهادت ديگر نظرات همين طور هم است
ايشان نوشته اند"... پولی که از راه روزنامه نگاری در می آید جدا از اینکه درآمد شرافتمندانه ایست، پولیست که به سختی تحصیل شده. آن هم توسط کسی که در نشریات غیردولتی کار می کند،..."مي نويسم بر منكرش لعنت ..اما دعوا بر سر اين نيست و دقيقا از اينجا شروع مي شود كه اين حقوق اندك كه به سختي هم بدست مي آيد چه است كه بخواهيم آنرا تقسيم هم بكنيم آن هم در قبال چه كار نيك و با ارزشي ...
يادم مي آيد روزگاري اسكناس هايي را كه عيدي مي گرفتيم به يادگار نگه مي داشتيم ..از برندگان عزيز سوال مي كنم آيا يك برگ اسكناس ناقابل امضا شده
يادگاري ارزشش براي شما بيشتر است يا يك بسته اسكناس كه بايد آنرا به نانوا و قصاب و.....( شايد دورتر از اين دوجاهم نرود )بدهيد
من به شخصه مي گويم اگر قرار پاداش معنوي است كه يك كتاب امضا شده هم مي تواند كافي باشد و اگر مادي كه اين هيجچ است (يك ماه حقوق .آن هم...)
"ديگر چشمانمان را نبنديم"
ديشب خواب ديدم

يكي فرياد مي زد

Stop! it is not true

انگار خورشيد را به اشتباه ايستاده ايم

ما

با پوزش از تندي كلام و تبريك مجدد به برندگان خوشبخت
پ ن در مورد جايزه آقاي مهاجراني هنوز جالب مي دانم اگر "نقدي بر آيات شيطاني "را لطف كنندبه عنوان جايزه به يك روزنامه نگار

دست مريزاد
بسيار نيكو و پسنديده . خسته نباشيد

چراغی که روشن کردی هرگز کوچک نبود.

فقط.. آثار برتر حتما پخش می شه دیگه؟

سلام خسته نباشید دوست داشتم جایزه دوم را هم ازت بگیرم اما فرصت نکردم نه، تنبلی کردم
حال و احوال؟

سلام-چرااز مرحومه آناهیتا شاهملکی یادی نکردید؟ فراموش نکنید او هم روزنامه نگار بود! 26 فروردین سالگرد خاموشی اوست

سلام مصی
یه جورایی خوشحالم از اینکه تعداد کسانی که عقیده دارند جایزه نقدی رو حذف کنی زیاد شده! اینجوری دیگه از دست من تنها ناراحت نیستی و من واسه رنجوندن تو به اندازه کافی شریک جرم پیدا کرده ام!!! خوش باشی خواهرم و سربلند. از ما دلگیر نشو. ما هم مثل تو - ماجرای یادداشت اجتماعی واسه ویژه نامه نوروزی مون رو فراموش کردم!- روزنامه نگاریم و می دونیم خط کشیدن رو حقوق یک ماه یه روزنامه نگار ممکنه چه بلایی سر قسط ها و فیش ها و قبض های خدمات شهری و ... بیاره!
***
«بعد از صد روز» اسم یه مطلب کوتاهه که اگه فرصت داشتی و فرصت داشتین بخونیدش...

÷اسخ:

من بلاخره یه روز با افتخار برات می نویسم برادر خوبم.

سلام. این هم نوشته محبوبه آب برین:
http://www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=610
راستی می دانید که من و محبوبه و محرم براتی دوست و همشهری هستیم؟ برای همه اراکی ها جالب بود که ما سه تا با هم جایزه گرفتیم!

÷اسخ
برای خود من هم جالب بود دوست خوبم.

از اون روز که بهم گفتی همه اش دارم افسوس می خورم که چرا شرکت نکردم ...کلون در هم نمی دونم کی باید باز کنه ..فعلا که بد قفلی سرش زدن ...شاید هم هیچ وقت باز نشه ...

In baraie 2vomin bar ast ke montaghede shoma misham.Khosi shodane weblaogetan aslan monaseb nist,shaiad dalile an ieki portarafdar bodane weblogetan ast vali in dalil nmishavad az hameie masaiely ke baraietan dar tole roz mioftad sokhan be mian biaiad osolan shoma baiad khotote marzietan ra az iek rozname negar herfei ta ie nevisande daftar khaterat joda konid.In kar shoma dar pasokh nadadan be bazi kamentha az hamin mozoa nashi mishavad ke faghat dostane nazdiketan ra pasokh dahid agar nagoim "nore cheshmiha"ke iek delsardi ra dar baghie be vojod miavarad ke baaes mishavad az shomar bazdid haie weblog kaste shavad,ia shaiad kasani bashand ke fekr konand hamin jebhe nore cheshmiha dar jarian iek tabani barande mosabeghe "yade ghalam" shodeand har chand ke edeaie bi asasi ast shon hamishe shoma ba khanade sadegh bodeeid vali hamin soae tafahom kafist ta digar baraie hamishe weblogetan ra tark goiad,kari konid ke baraie hamishe por tarafdar bemanid na serfan baraie iek maghtaae khas.Ya be hame pasokh dahid ta anja ke soalha manteghi ast ya mesle aghaie behnoud be hich kodam.In chenin nist ?

مسيح در کنار پروانه وحيد منش و بهزاد مهرانی خواندنی ترين وبلاگ هايم است.
آمدم حال آقاجان را بپرسم که ديدم در جايی پاسخ دادی ...
راستی مه جان خاخر! نوينم سرخوش نی! نوينم غصه دار نویسنی! نوينم! برار ته غم ره نوينه! اتی شادتر. کاش اینجه شکلک لبخند دی به

سلام مسيح خانم
بازم مرسي بابت همه زحماتي كه كشيدي!
مطلب كوتاهي نوشتم در وبلاگم در خصوص برگزاري مسابقه"ياد قلم" كه تقديم به شماست .yekshakhezeytoon.blogfa.com

سلام
من خوشحالم که افکار و اعتقادات کودکیم در مورد شماها و احزابتون درست از آب در اومد

کلاس پنجم که بودم مطمئن بودم همه ی این جریانات دو خرداد خارجیه و میخوان اسلام رو زمین بزنن!
حالا که پام به این نت وا شده
و مثلا" بیانیه ی کمپین 1میلیون امضا رو میخونم که یکی از مثالهاش برای نقض حقوق زنان اینه که " مردان در ایران حق دارند چند همسر اختیار کنند" ولی زنان این حق را ندارند؟!!!!!!!!!!
یا خط های مشترک و زمان بندی شده ی ابراز نظر در مورد یک موضوع خاص و....
همه ی اینها به علاوه ی اون گاو پیشونی سفید" عطا ی مهاجرانی"که نبرد آسمانی سرورانمون رو جنگ برادر کشی خوند و شاید نبرد پیامبر با کفار هم از نظرش همین باشه!!

همه و همه باعث میشه که نفس راحتی بکشم که توی بچگی هم درست فکر کردم و راه فکرم رو از این قماش جدا کردم!

یا علی مددی!

سلام. خانم علی نژاد کاش یک جوری مقالات برندگان مسابقه را در اختیار خوانندگان وبلاگتان قرار می دادید.
راستی خسته نباشید..

در پاسخ به پی نوشت.
{"آنگاه که منبع تامین اعتبار این جایزه مشخص نبود به کامنت‌هایی باید پاسخ می‌دادم که وصل به دلارهای آمریکایی و پوندهای انگلیسی می‌کردند"}
1- سرکار خانم باور کن اکنون نیز این منبع مشخص نیست.
می توان آدرس غلط داد،ثابت کن که درست است کی می تواند
راست آزمایی کند!می بخشید ها فقط برای جلوگیری از فرار به بی انتها بود.
2- بیچاره جایزه بگیران بایددر قفسه انبوه کتابهاشان برای این کتابهای ناخوانده داوران،جایی بیابند.
حالا نمی شود به جای سری کتاب های بی مخاطبشان یک جوری وجه نقدش را بدهند دست کم برندگان عزیز بتوانند آن را به یک زخمی در زندگیشان بزنند!

یا حق

بهنود که کتاباشو نداد به ما...بریم یه طومار اندر فضایل و برکات این مسابقه بنویسیم شاید اسم ما هم به درشتی در پای این پست نگاشتند و به ساکنان محل فخری فروختیم.....برویم ! دیر شد، الان است که دست زیاد شود.....برویم !

سلام سال خوبي داشته باشي
يادداشت محمد صادقي درباره شريعتي و داستان باغ آبسرواتوار را از روزي كه خواندم تا حالا گيج مي زنم گفتم شايد نديده باشي ببيني بد نيست البته خيلي جالب و بامحتواست
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1594966

سلام. نمی خواهید اسم ما را درست بنویسید؟ من مزدک علی ام به خدا؛ نه «عی مزدک نظری»!! ضمناً درست نیست که بعضی کامنت های توهین کنندگان و مزخرف نویسان را پای پست تان ببینیم. خواهش می کنم نگذارید از پر بینندگی وبلاگ تان استفاده کنند برای خنک کردن دل های پر کینه شان. فدا

پاسخ:

چشم دوست خوبم... براي توهين كنندگان هم اگر چشمتان با بزرگي از كنارشان بگذرد لذتي دلچسب دارد كه به تجربه خواهي يافت.

سلام
خدا قوت...
همیشه تا ابد پاینده باشید

ازت ممنونم ....
خوشحالم کردید حسابی

راستی خانوم علی نژاد ای کاش مقاله های این عزیزان که برنده شده اند را در جایی لینک می کردید که بتوانیم بخوانیم و استفاده ببریم. حداقل موضوع مقالات را می گفتید..
با سپاس.
////

به چشم عزيز.

هي مي آيم و هي مي خوانم و هي از خودم سوال مي كنم آيا واقعا تو مخالف جايزه نقدي هستي ..تو اي كه تجربه بحث با كودك كلاس دومي در مورد بهتر بودن جايزه تفنگ و ماشين به جاي دفترنقاشي و جعبه مداد رنگي را در توبره داري ..تو اي كه اگر مي توانستي .و شركت مي كردي و برنده مي شدي (!!) به كمتر از جايزه خانه قانع نبودي آن هم نه يكي بلكه دو تا ..يكي براي خودت و ديگري براي "شير محمد اسپندار"..مي بينم من با جايزه نقدي كه معمول( بعضي از مسابقات و ..)هم هست مخالف نيستم ولي اگر خانه مال شما باشد آن را بر مي گردانم بعداز رنگ آميزي ديوارهايش با شعر گونه هايم
پ ن من هنوز معتقدم به جايزه "نقدي بر آيات شيطاني "براي ياد آوري خطراتي كه بر سر شغل روزنامه نگاري و نويسندگي در كمين است

واقعا خسته نباشی عزیزترین

سلام به مسیح و بقیه
یه گزارش کامل از انفجار شنبه شب شیراز رو گذاشتم رو وبلاگم. اگه دوست داشتین بخونیدش، به شرط نظر!!!

سلام
سال خوبی داشته باشی و شاد زی.

سلام
جناب اقاي نظري موفقيتتان را در مسابقه ياد قلم تبريک مي گويم

هي مي آيم به اميد خواندن مطلبي جديد هي مي بينم انگار ايستاده ايد به انتظار طلوع خورشيد در جا .مي روم سراغ نظرات و مي بينم در آنجا هم چيزي براي خواندن يافت مي شود(مطلبي را كه شما تاييد كنيد حتما نكته اي براي خواندن دارد)و چه قدر خوشحال مي شوم وقتي مي بينم به تعداد نظرات اضافه شده .به خودم مي گويم تو هم چيزي بنويس ...مي بينم قابل عرض نيست بجز رنگ آميزي گوشه از صفحه با يكي از شعر گونه هايم آن هم چه قدر تر وتازه و تقديم به شما
(آرزوهاي كودكانه)
پارك
جاي بازي
جاي شادي
جاي خنده
پارك جاي خوردن زمين و بستني
پارك جاي هلهله هاي بچه گانه
كاش دستمزد پدر كم نباشد

كاش پدر وقت داشته باشد

Jaleb injast ke shoma faghat khabarnegaran va ya anhayi ra ke mishnakhtid be onvane barande entekhab kardid. beharhal labie anha ghavitar boodeh, bayad aval khodemon ro eslah konim baad tavaghoe dashte bashim ke keshvaremon eslah she, hamishe dar sarasare iran party bazi mowj mizadeh, inja ham hamintor, lotfan payame man ra be gooshe davarane biedalatetan beresanid

mamnoonam
A.M

سلام
من فکر می کردم وبلاگتون زود زودتر از اینها به روز بشه!در هر حال از دیدن وبلاگتنون خوشحال شدم.ضمن اینکه مطبتون توی اعتماد یال هم عالی بود.اگه سر بزنید خوشحال می شم.

این هم یک گزارش درباره جایزه. نگاه کنید. خیلی بامزه نوشته!
http://www.ijnet.org/Director.aspx?P=Article&ID=307535&LID=5

سلام برای شما و خبرنگاران دلسوز ایران ارزوی موفقیت میکنم
قلمتان پر رنگ باد

سلام
خدا قوت.
سال نو هم مبارک.
موفق باشید.

ترکیه ام .. اینجا بی نظیره مسیح ،،، کاش بودی.

نامه روزنامه نگار جوان بوشهري را به رئيس جمهور برايتان ارسال نموديم تا در صورت صلاحديد در سايت وزين تان منعكس نمائيد.ضمناً براي دريافت عكس آقاي عبدالكريم شيخي شتان مي توانيد به سايت خبري بُنا به آدرس(www.bona.ir)مراجعه نمائيد و عكس ايشان را دريافت كنيد.(تلفن تماس: 09179057085 -09173782623 - 09364513458)
با سپاس
//////////////////////////

نامه سرگشاده مدیر سایت بُنا به احمدی‌نزاد: آقای رئیس جمهور؛ با تعریفی که شما از آرمان‌ها دارید، قله مد نظر ما کجاست؟


عبدالکریم شیخی شتان مدیر سایت خبری – تحلیلی بُنا و خبرنگار نصیر بوشهر با ارسال نامه‌ای به احمدی‌نژاد خواستار توجه بیشتر ایشان به قشر فرهیخته جامعه و اطمینان به آنان در عرصه‌های مدیریتی کشور شد.

متن این نامه به شرح ذیل می باشد:


جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران


باسلام و تقدیم احترام

مطالعه عمیق و جدی در تاریخ مبارزات آزادی خواهی و معنویت طلبی ملت‌های مستقل جهان، حکایت از نقش تأثیرگذار و برجسته دانشجو به عنوان رکن اصلی هویت بخش دانشگاه می‌کند.پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی شاهد مهمی بر نقش آفرینی و تمدن سازی دانشجو در عرصه علم و فرهنگ کشور و نظریه پردازی‌های جدید است.
دانشجو با ایجاد و احیای هویت و فرهنگی غنی اسلامی و ایرانی خود، خصوصاً در قرن بیستم هویت یابی جدیدی را با هدف دفاع مقدس و پاسداشت از ارزش‌ها و هنجارهای ملی و دینی شروع کرده است.
آنچه را که دانشجویان در سال‌های گذشته به میراث گذاشته‌اند خود اتکائی، استقلال و ایستادگی در برابر استکبار و استعمار زمانه است و امروز نیز بیداری و آگاهی دانشجو، شرط تداوم و استمرار حرکت فرهنگی و تمدنی است که در بهمن ماه 57 با پیروزی انقلاب جرقه آن زده شد.

این موضوع همواره صادق بوده که دانشگاه عامل اصلی توسعه و پیشرفت است. جامعه به طور مستقیم یا غیر مستقیم متأثر از تولیدات دانشگاه است و به همین دلیل می‌توان نتیجه گرفت که دانشگاه می‌تواند مسیر توسعه کشور را با تولیدات خود مدیریت و برنامه‌ریزی نماید و این واضح و مبرهن است که نقش و وظیفه اصلی بر عهده دانشجو است. دانشجوی تمدن‌ساز با علم به موقعیت کنونی کشور و اشراف بر پیشینه تمدنی و هویت دینی خویش و توانائی آینده‌، نقش اساسی را در تحقق جامعه نمونه اسلامی ایفا می‌کند و این همان انتظاری است که از یک دانشجوی تمدن‌ساز می‌رود. و اما آقای احمدی‌نژاد، وظیفه‌ی دولت در قبال دانشجویان چیست؟ تاکنون چند درصد به وعده‌های خود مبنی بر حمایت‌های مالی و... از دانشجویان و فراهم نمودن بستری مناسب جهت فعالیت‌های علمی پایبند بوده‌اید؟ و تا چه حد در عرصه‌های مدیریتی به آنان اطمینان کرده و بها داده‌اید؟

زمانی که بحث مشاوران جوان را مطرح نمودید و اظهار داشتید: "راه را برای جوانان به عرصه‌های مدیریت باز می‌کنم تا بتوانیم از ارتباط آنان با سایر جوانان کشور مخصوصاً دانشجویان استفاده کنیم و به دنبال این هستم تا با ابداع این طرح پُلی میان جوانان و سیستم‌های اداری ایجاد شود زیرا هر زمانی که جوانان وارد عرصه‌های اجرائی کشور شده‌اند، آن دوران بهترین دوره کشور بوده است."

اما نتیجه آن همه سخنان امیدوارانه و نیک خواهانه شما چه شد؟

به کار گماردن مشاوران جوان‌تان که همگی از موافقان دولت نهم هستند متأسفانه به هیچ وجه انتظارات را برآورده نکرده‌اند که در این امر شما و آقای مسئول مشاوران جوان باید پاسخگوی جمع کثیری از دانشجویان توانمند و نخبگان موفق کشور باشید.

با تعریفی که شما از آرمان‌ها دارید باید پاسخ دهید که اولاً شما چه آرمان‌هائی را مد نظر دارید که هنوز برای قشر فرهیخته کشور مبهم است و ثانیاً قله مد نظر ما که باید به آن برسیم کجاست؟ به خصوص برای ما که پرچمدار الگوها و ویژگی‌هائی هستیم که در آن پیشرفت علمی کشور مد نظر است.

آقای احمدی‌نژاد به شما توصیه می‌کنم به جای مطرح نمودن شعارهائی که در آن ها چیزی جز دادن امید واهی به دانشجویان کشور ندارد، شرایطی را مهیا کنید تا دانشجویان نخبه خود را برای مأموریت‌های بزرگ و بین المللی آماده کنند. چرا كه امروز ما با خیل تقاضاهای همکاری از تمامی کشورهای دنیا مواجه هستیم.

امروز کشورهای مختلفی هستند که تقاضای همکاری علمی، اقتصادی و فناوری از ما دارند، پس ما باید ابتدا به سرعت مسائل جغرافیائی ایران را حل کنیم و به توانمندی‌های علمی جوانان مان ارج نهیم، نه آنکه تنها درصدد کنار زدن منتقدان باشیم و با دانشجویان آمرانه برخورد کنیم.

در کشورهای موفق، سازمان‌های ذی ربط به دنبال شناسائی دانشجویان مستعد و توانمند در داخل و خارج کشور خود هستند و پس از شناسائی نیز هزینه‌های گزافی را بابت دسترسی و حفظ آن‌ها صرف می‌کنند، اما در ایران دانشجویان و نخبگان به طور مکرر به سازمان‌ها و مراجع مسئول مراجعه می‌کنند، اما کمتر به نتیجه مطلوب دست می‌یابند و نکته قابل توجه نیز این است که به رغم فعالیت سازمان‌ها و دستگاه‌های متعدد، مع الوصف دانشجویان و نخبگان از عملکرد آن‌ها ناراضی هستند. با این وجود می‌توان گفت متأسفانه هنوز جایگاه علمی کشور برای برخی مسئولان کشور نیز آنگونه که باید تفهیم نشده است.

در پایان امید است تا با جدی گرفتن موضوعات فوق الذکر و یک برنامه‌ریزی کارشناسانه و دوری از شعارهای پوچی که چیزی جز اتلاف زمان نیست، بتوانید توسعه ی کشور را شتابان‌تر و مجموعه‌ی مدیریتی را تخصصی‌تر کنید.

سلام
واقعا کار شایسته ای بود
خدا مرحوم قاسمی را رحمت کند و حتما با این کارتان روح ان مرحوم را شاد کرده اید
وبلاگتون هم کمی تار عنکبوت بسته از بس ننوشته اید

ما مشتاق قلم و نوشتن شما هستیم
موفق باشید

اگر میدونستیم با اعلام نتیجه مسابقه یاد قلم نور این خونه کم سو می شه تمام تلاشمون رو می کردم تا نتایج به این زودی ها اعلام نشه...
مسیح باور نمی کنم حرف ها نخوان گلوت رو پاره کنن... و یا شاید بی خیال همه چیز شدی و قناعت کردی به صدای غازهای همسایه؟

نقاش عزیز کلمات به یادت هستم اگر می بینی کم پیدا شده ام بخاطر بیماری سخت مادر است ... تو هم دعا کن...مراقب خودت باش...فراموشت نکرده ام

هموطن ناديده ام
اهورا مزداي ايران زمين همواره نگاهبانتان باد .

سلام مسیح جان.خوبی؟هنوز ایرانی ؟. خواستم خبر کنم که گزارشم از کالو توی اعتماد چاپ شد.
http://bidemajnoon67.blogfa.com/post-122.aspx

سلام

من از خوانندگان شما هستم و قبلا هم به من سر زده بودید ولی به اجبار ناگزیر از تغییر آدرس شدم گفتم بد نیست بدونید

من به آدرس
http://arshahrvand.persianblog.ir/

کوچیده شدم.



سلام من از خوانندگان شما هستم که قبلا چند بار به من سر زدید ولی به اجبار ناگزیر به تغییر آدرس به
http://arshahrvand.persianblog.ir/

شدم.

لطفا خانم مسیح بگوئید چطوری می توان نوشته های برنده های مسابقه قلم را خواند. من خودم خیلی علاقمندم آنها را بخونم ولی به هر دری می زنم بسته است و کسی جوابگو نیست. حتی برای یکی از برنده ها هم پیغام گذشاتم دریغ از جواب.
ممنون

سلام مسیح عزیز. خوبی؟
خیلی خیلی خسته نباشید. کار خیلی قشنگی بود.
مطلب عید رو دوست داشتم. اینکه هم موج های سال گذشته یادآوری شد و هم تحلیل کوچولویی داشت خیلی خوب بود با قلمی شدیدا دوست داشتنی. به هر حال یک دماسنج از 17 فروردین تا الان کمی کمه! :)

سبز باشی